مقالاتمقالات روانشناسی

تفاوتهای زنان ومردان و روشهای برقراری ارتباط با آنها

روانشناسی زن و مرد

تفاوت های احساسی عاطفی و شناختی بین زنان و مردان

گاهی روابط خانوادگی پر از برخورد و كشمكش است ، چون فراموش كرده ایم زنها و مردها با هم متفاوت اند. وقتی زنان و مردان تفاوت های همدیگر را بپذیرند ، به جای مقاومت در برابر یكدیگر و یا تلاش برای تغییر دادن افكار و رفتار همسر،  به نقطه ای می رسند كه همكاری متقابل و همدلی را بهترین شیوه ارتباطی برای یك زندگی موفق می یابند. به عنوان مثال یكی از تفاوتهای اساسی ، شیوه برخورد این دو جنس با استرس( فشار عصبی) است . زنان در برخورد با موقعیتهای ناراحت كننده ، سعی می كنند در رابطه با موضوع صحبت كنند . تنها از این راه است كه به آرامش می رسند. بسیاریازاوقات هدف از صحبت درباره مشكل چاره اندیشی نیست . بلكه یافتن گوشی شنوا و مونس و همدمی است كه با تمام وجود افكار و احساسات او را درك كند . در حالی كه مردان تا راه حلی برای مشكلات خود نیابند در افكار خود فرو رفته و پیرامون مشكل، در ذهن می اندیشند . در چنین حالتی برای مرد دشوار است تا توجه خود را به چیزی غیر از مسئله پیش آمده جلب كند .اگر این تفاوت را از نظر دور كنیم به آنجا می رسیم كه در گلایه های زوجین می شنویم كه مرد از غرولندهای مكرر همسر شكایت دارد و زن از بی توجهی ، بی مهری و بدخلقی شوهر . در حالی كه آنچه را مردان از آن به عنوان غرولند یاد می كنند تنها تقسیم عواطف و نگرانیهای زن به منظور دستیابی به آرامش یافتن ، رفتار همدلانه و رهایی از فشار عصبی است. هدف زنان از صحبت كردن در اكثر موارد ، مقصر قلمداد كردن مرد و یا نشان دادن بی مسئولیتی و یا عدم تعهد او نیست. اگر به عنوان یك شوهر قصد حمایت از همسرتان را دارید بهترین رفتار حمایتگرانه و احترام آمیز در برخورد با چنین شرایطی آن است كه كاملاً به سخنان او گوش فرا دهید. گوش دادن همراه با نشان دادن رفتار حاكی از درك عواطف و احساسات ، به طور باور نكردنی كمك می كند تا آنچه كه احساس بهتر و آرامش می نامیم در او ایجاد شده تعادل به محیط خانواده باز گردد.

تقسيم‌بندي انسان‌ها از ديدگاه دكتر شريعتي

آنهايي كه وقتي هستند ، هستند  و وقتي كه نيستند هم نيستند. حضور عمده اين آدم‌ها مبتني بر فيزيك شان است. تنها با لمس ابعادجسماني آنهاست كه قابل فهم مي‌شوند بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند.

 آناني كه وقتي هستند ، نيستند و وقتي كه نيستند هم نيستند (مردگاني متحرك در جهان، خود فروختگاني كه هويت شان را به ازاي چيزي فاني واگذاشته‌اند. بي‌شخصيت‌اند و بي‌اعتبار، هرگز به چشم نمي‌آيند ، مرده و زنده‌شان يكي است)

 آنهايي كه وقتي هستند ، هستند  و وقتي كه نيستند هم هستند (آدم‌هاي معتبر و باشخصيت، كساني كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثير خود را مي‌گذارند كساني كه همواره در خاطر ما مي‌مانند ، دوستشان داريم و برايشان ارزش قائليم)

  آنهايي كه وقتي هستند، نيستند و وقتي كه نيستند، هستند (شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوهند كه ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم اما وقتي كه از پيش ما مي‌روند نرم‌نرم و آهسته آهسته درك مي‌كنيم . باز مي‌شناسيم، مي‌فهميم كه آنان چه بودند. چه مي‌گفتند و چه مي‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان اما وقتي در برابرشان قرار مي‌گيريم، گويي قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سكوت مي‌كنيم و غرق در حضور آنان مست مي‌شويم ودرست در زماني كه مي‌روند يادمان مي‌آيد كه چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگي هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد).

حالتهای مدل ذهنی

  1.  من ارزشمندم،دیگران بی ارزشند
  2. من ارزشمندم، دیگران ارزشمندند

تصوير ذهني(راه زندگي بهتر)

همه اعمال ؛احساسات ؛رفتار ؛و حتي توانائيها يمان بر اساس اين تصوير ذهني حالت مي گيرد.به عبارت ساده با توجه تصوري كه از خويش داريد عمل مي كنيدنه تنها چنين است بلكه حتي اگر هم بخواهيد و هر قدر هم كه اگاهانه سعي كنيد.عملا نمي توانيد كار ديگري بكنيد.تصوير ذهني مقدمه و پايه يا بنيادي است كه تمامي شخصيت رفتار و حتي كيفيت شما بر اساس آن شكل مي گيرد.

تصوير ذهني قابل تغيير است تجربه نشان داده است كه براي تغيير تصوير ذهني و لاجرم شروع يك زندگي جديد ؛هيچوقت دير نيست.براي تغيير تصوير ذهني نه كسي بيش از اندازه كم سن و سال و نه كسي بيش از اندازه پر سن و سال است.

جان كلام اين است براي زندگي حقيقي يعني براي رسيدن به زندگي منطقا رضايت بخش محتاج يك تصوير ذهني واقع بينانه و شايسته هستيد و بايد بتوانيد با آن زندگي كنيد.

باورهای محدوده کننده ما

 

فيل‌بانان تنها با درك يك نكته و به شيوه‌اي بسيار ساده، فيل‌هاي عظيم‌الجثه را كنترل مي‌كنند. وقتي فيل هنوز بچه فيل است، يك پايش را با طناب محكمي به تنة درختي مي‌بندند. بچه فيل، هرچه تقلا مي‌كند، نمي‌تواند خودش را آزاد كند. اندك اندك بچه فيل با اين تصور عادت مي‌كند كه تنة درخت از او نيرومند‌تر است.

هنگامي كه بچه فيل بزرگ مي‌شود و قدرت شگرفتي مي‌يابد، تنها كافي است ريسماني نازك به دور پاي فيل گره زده شود و به يك نهال كوچك بسته شود. جالب اينكه فيل هيچ تلاشي براي آزاد كردن خودش نمي‌كند.

همچون فيل‌ها، پاهاي ما نيز اغلب اسير باورهاي شكننده‌اند، اما از آنجا كه در گذشته به قدرت تنة درخت عادت كرده‌ايم، شهامت مبارزه را نداريم.

بي‌آن كه بدانيم كه تنها يك عمل متهورانه ساده براي دست يافتن ما به موفقيت كافي است

لزوم توجه و پذیرفتن تفاوتها

زنان و مردان برای آنكه بتوانند زندگی شیرینی ایجاد كنند و از در كنار هم بودن  لذت ببرند باید خصوصیات زنان و مردان را به خوبی بشناسند و برای این تفاوت ها ارزش و احترام قائل باشند نه اینكه تصور كنند باید طرف مقابل همان رفتاری را از خود نشان دهد كه خود ما هنگامی كه كسی را دوست داریم این رفتار را از خود بروز می دهیم.آنچه در زندگی مشترك بسیار حائز اهمیت است این است كه ما باید یاد بگیریم عشق و محبت خود را رشد دهیم و آن را به حد كمال برسانیم نه اینكه  وجود این تفاوت ها منجر به تنش  و ایجاد شكاف بین زن و مرد ش

5 نیاز اساسی خانم ها از زندگی مشترک

1- مهربانی و محبت

2- گفتگو

3- صداقت و درستی

4- حمایت مالی

5- سرسپردگی همسر

در ارتباط با روابط جنسی می توان گفت: آقایون خیلی راحت به حالت برانگیختگی و اوج لذت دست پیدا می کنند؛ اما برای خانم ها دقیقا مخالف این امر اتفاق می افتد.

5 نیاز اساسی آقایون از زندگی مشترک

1- ارضای جنسی

2- مصاحبت لذت بخش

3- داشتن یک همسر جذاب

4- پشتیبانی خانوادگی

5- تقدیر و تشکر

 

زنان از نظر عاطفی

زنان بطور غریضی از مردان انتظار حمایت شدن را دارند.اما آنان معتقدند این حمایت نباید بصورت درخواست از مرد باشد بلكه مردان خود باید این عشق را بی شائبه به زنان تقدیم كنند چون خود زنان وقتی  كسی را دوست داشته باشند عشق خود را نثار او می كنند. زنان برای دریافت حمایت از همسر خود صبورانه و با محبت به همسر خود خدمات ارائه می دهند به امید اینكه بلكه مرد به فكر بیفتد و عشق خود را نثار كند .اما صد افسوس كه مردان از جنس دیگری هستند و تا وقتی از آنان در خواست حمایت نكنی هرگز خود به این مسئله نمی اندیشند .

مرد همینكه از زن درخواستی نمی بیند  تصور میكند كه حمایت های او كافی بوده است. اما زن از این بی توجهی مرد در خود می جوشد .زن برای اینكه این حمایت را گدایی نكند از راه های غیر معمول وارد می شود و مرد تصور می كند كه زنان زیاده خواهند. اینجاست كه باید عشق رشد یابد و زن و مرد برای عشق ورزی صاحب مهارت شوند, تا در كنار رعایت قانون دل و دلبری به مقاصد خود هم برسند.

مردان و موقعیت ها و مشورت

مردان به دلایل مختلف كار و مهارت های شغلی را در اولویت كارهای خود قرار می دهند.مردان دوست دارند مشكلات خویش را خود حل كنند و كمتر كسی را به مشورت بگیرند چون آنهادوست دارند به دیگران بفهمانند كه خود شایستگی و توانایی انجام كارهای خود را دارند.به همین خاطر دوست ندارند كسی در كار آنان دخالت كند یا برای آنها تعیین تكلیف كند یا موقعیت شغلی و اجتماعیشان را دست كم بگیرد

زنان و نگاه به زندگی ومشورت

زنان زندگی را از دیدگاه عشق و احساسات خود می نگرند.برای آنان رابطه عاشقانه، بیان احساسات و ابراز عشق و محبت در اولویت همه كارها می باشد.آنان از اینكه كسی را با خود همفكر كنند یا با او مشورت كنند ناراحت نمی شوند.اما در عین حال دوست دارند مردان به صحبت های آنان به خوبی گوش فرا دهند و از دادن راه حل یا توصیه برای این صحبت آنان خوداری كنند یعنی مهارت گوش كردن را بیاموزند. چون مردان همین كه زنان شروع به  صحبت می كنند و می خواهند چند كلمه دردودل نمایند مردان طبق روحیه غریضی خود راهكار ارائه می دهند كه این موضوع زنان را بسیار عصبانی می كند.  چرا كه زنان از این راه می خواهند احساسات خود را بروز دهند.در مقابل مردان هم دوست دارند كمتر مورد انتقاد قرار بگیرند و اشتباهات آنان از راه غیر مستقیم به آنان تذكر داده شود كه قدرت و توانایی هایشان زیر سوال نرود.

مردان در مواجه با مشکلات

مردان به هنگام بروز مشكلات و ناراحتی ها دوست دارند این مشكلات را در خود بریزند و از راه تفكر مشكل خود را حل كنند. اما بر عكس زنان برای اینكه از مشكل فرار كنند دوست دارند در باره آن صحبت كنند و دیگران را برای چاره اندیشی به كمك بطلبند.هنگامی كه مردان گرفتار حل مشكلات می باشند ودر خود فرورفته اند.

زنان تصور میكنند مرد مورد علاقه وی از او فاصله گرفته و به او بی توجهی نشان میدهد.برعكس هنگامی كه زنان از مشكلات خود دم می زنند.مردان تصور می كنند كه زنان می خواهند آنان را مقصر جلوه دهند.

تفاوت تاثیر گذاری مردان وزنان

مردان دوست دارند همیشه تاثیر گذار باشند.و زنان دوست دارند مورد حمایت واقع شوند.بر این اساس مردان از اینكه عشق خود را نثار كنند لذت می برند و زنان از اینكه مورد توجه مرد واقع شوند احساس آرامش می كنند.اما ابراز عشق مردان بصورت منقطع است .گاه بسیار مهر می ورزند و گاه در عشق و مهر ورزی آنان وقفه ایجاد می شود.آن هم به این دلیل است كه اول اینكه كار و موقعیت های اجتماعی برای مرد در اولویت است دوم اینكه مردان پس از سیراب شدن از عشق نیاز دارند مقداری از معشوق خود فاصله بگیرند.چون آنان تصور میكنند كه آزادی فردی از آنها سلب شده است.اما زنان چون عشق خودشان مستمر است از این حالت دور شدن مردانه به هراس می افتند غافل از اینكه پس از مدتی این ابراز عشق به جای خود باز می گردد.

زنان بدلیل اینكه میزان هورمون ها در بدن آنها متغییر است گاه دچار احساسات منفی می شوند.اما برخلاف مردان كه در حالت افسردگی در خود فرو میروند زنان دوست دارند تحت حمایت قرار گیرند.

تفاوت مرد وزن در اخلاق

خانمها در جاده پر پيچ و خم زندگي راحت تر با مسائل مواجه مي شوند ، مثلا در يك شكست مالي زنان بيشتر وبهتر مقابله وسازش دارند تا مردها ! آقايان در زندگي روزانه ودر تمام ابعاد آن وقتي با شكست مواجه مي شوند بيشتر دچار افسردگي مي شوند.

مسئله ديگر اينست كه زنان در فاصله كوتا هي ، افسرده وشاد مي شوند. مردها اغلب در مقابل ياس ونا اميدي گريه نمي كنند ولي احساس غمگيني پايدارتري را تجربه مي كنند.

تفاوت زن ومرد در نمود بيروني عاطفه

تفاوت عمده زنان ومردان در ظهور خارجي عاطفه است زنان افسردگي را بهتر نشان مي دهند وافسردگي آنان سطحي وموقتي است اما در آقايان افسردگي پايدارتر وعميق تر است وبه خوبي نيز نشان نمي دهند. خانمها سريعا گريه مي كنند وبه صورت نمايشي نيز دست به خود كشي مي زنند ولي آمار خود كشي واقعي در مردان بيشتر است.

در عاطفه دوست داشتن ، خانمها بسيار علاقه ودوست داشتن خود را نشان مي دهند اما آقايان آن را كه بسيار دوست دارند چنان نشان مي دهند كه« قدري» دوست دارند. در تمام دنيا خانمها بيشتر افراد محبوب خود را آزار مي دهند وخود كشي در ماجراهاي عاشقانه در ميان آقايان بيشتر ديده مي شود. پس مي توان فهميد كه مردها در علاقه داشتن جدي تر هستند.

در ادبيات ملل مختلف ، بيشتر داستان هاي عاشقانه ودرنهايت جنگ ها وجريانات دامنه دار تاريخ حول محور يك زن مي گردد.

دريك ازدواج خانمها بيشتر به مباني منطقي توجه دارند وبه وقت مرد را مي سنجند. آنها با تسلط بر عواطف خود هر كسي را شايسته خود نمي دانند و معيار هائي مثل پول، زيبائي و… را در نظر مي گيرند.

 

تفاوت زنان ومردان در خشم

اطلاعات روان پزشكي وروان شناسي نشان مي دهد زنان بيش از مردان خشمگين اند وخشم آنها هم در كلام وهم درعمل بيشتر از مردان است. اگر زني نسبت به كسي ديد منفي داشته باشد صحنه اي به وجود مي آورد وبا او قهر مي كند، آن هم يك قهر طولاني مدت . ولي مردها در اين زمينه راحت ترند ومانند زنها به جزئيات رفتارها توجه نمي كنند وسعي مي كنند بسياري از رفتارها را فراموش كنند. درواقع در بسياري از موارد مردها به وجود آورنده صلح وآرامشند.

خانمها در ابراز كلامي خشم، فرهنگ ولغات خاص خود را دارند و از خود نيز مي سازند، اما آقايان دو تا سه ناسزا بيشتر بلد نيستند.

پس نتيجه مي گيريم چون زنان سرشار از احساس اند به همين دليل خشم خود را نيز سريع تر نشان مي دهند.

تاثیرگذشت زمان بر رفتار مرد و زن

گاهی برای ترمیم روابط، زمان به همراه تغییرات فكری و رفتاری بهترین درمان تلقی می شود . اما برخی مواقع گذشت زمان عامل فراموش كردن برخی نكات اساسی اما جزئی دیگر است. به عنوان مثال با گذشت زمان تشكر از همدیگر را فراموش می كنیم. انگار كلمه ای كه نشان از قدردانی و درك زحمات طرف مقابل باشد در ذهن و حافظه لغوی خود سراغ نداریم. در مقابل كارهای جزئی و بی اهمیت غریبه ها ، ساعتها تشكر می كنیم اما در برابر از خودگذشتگی ها و زحمات شریك زندگی خود كلامی بر زبان نمی آوریم. خوب است برای انجام كارهایی حتی به ظاهر بی اهمیت كه وظیفه همسر می دانیم ، از او قدردانی كنیم تا علاوه بر ایجاد احساس خوب و مناسب در طرف مقابل ، رمز موفقیت در زندگی ، كه همانا قدرشناسی از زحمات دیگران و تشكر از تلاش صادقانه آنهاست را به فرزندانمان نیز بیاموزیم

تفاوت در عکس العمل ها در مردان و زنان

مردها به طور اخص از خیانتهای جنسی آسیب بیشتری می بینند : فقط کافی است تصور کنند که شریک زندگی شان با شخص دیگری غیر از خودشان هم آغوش شده است! آنگاه ضربان قلبشان 5 برابر شود. اما همین امر اگر برای خانم ها اتفاق بیفتد، به اندازه آقایون درد آور نیست و راحت تر می توانند آنرا بپیذیرند.

در عوض خانم ها در قبال خیانت ها احساسی از خود عکس العمل های شدید نشان می دهند. تنها چیزی که خانم ها از آن وحشت دارند، این است که سرسپردگی و پشتیبانی دراز مدت همسر خود را از دست بدهند.

مردها خود را به عنوان افراد مستقلی می شناسند که در پی بدست آوردن چیزی هستند؛ خانم ها اغلب احساس وابستگی بیشتری دارند و تصور می کنند که تنها در سایه یک ارتباط است که می توانند هویت حقیقی خودشان را پیدا کنند.

یک مرد غیر قابل اجتناب

1- او از طریق در آغوش کشیدن ها و بوسیدن های مکرر، مهر و محبتی را که خانم به آن نیاز دارد، جبران می کند.

2- او نیاز خانم به گفتگو را از طریق ترتیب دادن یک بحث عاشقانه مرتفع می سازد.

3- صداقت و درستی خود را با نگاه کردن به طور مستقیم در چشم های خانم و بیان احساسات و افکار حقیقی اش به معرض نمایش می گذارد.

4-  او را از نظر مالی حمایت کرده و هزینه مسکن، خوراک، و پوشاک را به عهده میگیرد.

5- او سر سپردگی خود را به خانواده با قرار دادن مسائل مربوط به خانواده در راس همه کارها، اعلام می کند. وقت و انرژی خود را صرف تعلیم و تربیت فرزندانش می کند.

خانم غیرقابل اجتناب

1- نیازهای جنسی آقا را برآورده کرده و شریک جنسی خوبی برای او می شود.

2- مصاحبت و سرگرمی را از طریق جذاب بودن برای همسرش برآورده می کند.

3- او باید جذابیتی که در اولین قرارها برای آقا داشته همچنان حفظ کند. با انجام ورزش و رعایت رژیم غذایی مناسب خود را از نظر فیزیکی متناسب نگه می دارد. موها و آرایش خود را همانطور که همسرش دوست دارد نگه می دارد.

4- فضای آرام و ساکتی را در خانه فراهم کرده تا نیاز آقا به حمایت خانوادگی مرتفع گردد.

5- ارزش و اعتبار آقا را به خوبی درک می کند و به خاطر موفقیت های که بدست می آورد از او تشکر و قدردانی به عمل می اورد.

مقایسه زن و مرد از نظر قدرت

قدرت ، اشکال گوناگونی از جمله قاطعیت، پرخاشگری، رقابت و رهبری دارد . در ذیل به تفاوت های زن و مرد  در مورد هر یک می پردازیم. «مک کوبی» و «جاکلین» معتقدند که پرخاشگری در شخصیت  و رفتار اجتماعی فرد ریشه دارد و در بروز آن تفاوت های جنسی بارزی دیده می شود. این یافته شامل انواع رفتارهای پرخاشگرانه و حتی پرخاشگری کلامی نیز می شود. شواهد نشان می دهد بسیاری از جنایات توسط مردان صورت گرفته است. لیکن این امر شامل زنان هم می شود مع الوصف براساس تحقیقات انجام شده مردان رفتارهای پرخاشگرانه تری نسبت به زنان دارند.

پرخاشگری بارز میان زن و مرد را در چهار مورد دسته بندی کرده است

مردان رفتارهای پرخاشگرانه بدنی را به مراتب بیش از زنان بروز می دهند. این امر در گزارش های آنان در زمینه رؤیاها، هدف ها و رفتارها و عادات آنها به کرات شنیده شده است. براساس تحقیقات ، پرخاشگری ، بیشتر یک ویژگی مردانه است تا زنانه ؛ بنابراین مردان می کوشند خود را با الگوهای مردانه وفق دهند. تحقیقی که به مدت 32 سال از 1932تا 1965 در برخی کشورها انجام گرفته، نشان داده است که مردها همیشه از زن ها پرخاشگرترند. تنها موردی که زن ها پرخاشگری بیشتری نشان می دهند عبارت است از پرخاشگری کلامی . بدین معنا که زن ها زمانی که عصبانی می شوند و حالت پرخاشگری به آنها دست می دهد بالنسبه بیشتر از مردها به فحاشی و دشنام دادن می پردازند.

مردان و زنان تقریباً به طور یکسان خشونت و شوخی های خصمانه را تأیید می کنند.

زنان بیشتر از مردان، درباره پرخاشگری احساس گناه و پشیمانی می کنند و همین احساس موجب می شود تا از اعمال پرخاشگرانه به دور باشند.

زنان بیشتر از مردان نسبت به قربانیان پرخاشگری همدلی می کنند و از آنجایی که در همدردی و همدلی قوی تر از مردان هستند بنابراین بیشتر می توانند خود را در موقعیت فرد صدمه دیده قرار دهند و با او همدلی کنند. بنابراین مردان به طور جدی پرخاشگرتر از زنان هستند ؛ اما اگر در موقعیت هایی زنان احساس گناه و همدلی نکنند می توانند به اندازه مردان پرخاشگر باشند.

مقایسه زن و مرد از نظر قدرت

قاطعیت:قاطعیت ، عبارتست از توانایی و ایستادگی فرد برای دریافت حق خود، بدون زیر پا گذاشتن حقوق دیگران. قاطعیت معنایی درست در نقطه مقابل پرخاشگری دارد چرا که در پرخاشگری برعکس قاطعیت، حقوق طرف مقابل مورد تجاوز قرار می گیرد. به طور کلی دختران منفعل تر از پسران عمل می کنند و پسران بیشتر به روش های پرخاشگرانه گرایش دارند. به موازات رشد، افراد نسبت به «قاطعیت» نگرشی بسیار مثبت پیدا می کنند و آن را سودمندترین راهکارها می یابند. میزان و درجه قاطعیت در زنان و مردان در بیشتر موقعیت های زندگی واقعی آنان متفاوت است ولی به طور کلی می توان گفت قاطعیت در زنان در مقایسه با مردان کمتر و حالت های انفعالی آنان بیش از مردان است. رویکرد قاطعیت به مراتب سازنده تر از رویکرد انفعالی است و رویکرد پرخاشگری مخرب نیز نیست.

رقابت:در زمینه رقابت و تفاوت های آن در دو جنس ، یافته های متفاوتی ارائه شده است. در بعضی پژوهش ها هیچگونه تفاوتی در رقابت بین زن و مرد دیده نمی شود و در بعضی دیگر رقابت در پسران بیش از دختران گزارش شده است.

رهبری و مدیریت:پژوهش های انجام شده توسط اسکلیسون و همکاران نشان داد بین مدیریت و رهبری مردان و زنان تفاوت هایی وجود دارد. آنها دریافتند از نظر درصد زمانی که مدیران زن و مرد صرف می کنند و یا سرعت حل مسائل گروه ، تفاوت قابل ملاحظه ای میان آنها نیست ولی در راهبری و شیوه ی مدیریت آنها تفاوت هایی دیده می شود. مدیران مرد دقت بیشتری صرف رفتارهای مدیر مآبانه مانند پند و اندرز دادن و یا ایراد گرفتن می کنند و مدیران زن وقت بیشتری را به بالا بردن روحیه همدلی میان اعضای گروه اختصاص می دهند. همچنین زنانی که به دلیل توانمندی هایشان به عنوان مدیر برگزیده شده اند به عنوان زنان برجسته و برتر عمل می کنند و ترکیبی از شیوه های مدیریتی مردانه و زنانه را به کار می برند.

ترغیب و قانع سازی:شخص قدرتمند می تواند دیگران را درباره موضوعی گاه مغایر با اعتقاد اصلی شان قانع سازد. کسی که انگیزه قدرت در وی قوی است قادر است در احساسات و افکار دیگران نفوذ نماید. حال باید دید آیا میان زن و مرد در نوع راهبردهایی که در قانع ساختن دیگران به کار می برند، تفاوت وجود دارد؟

1- قدرت غیر مستقیم در برابر مستقیم

زنان دارای قدرت غیر مستقیم، و مردان دارای قدرت مستقیم هستند.

2- قدرت شخصی در برابر قدرت عینی و محسوس.

به نظر می رسد زنان از قدرت شخصی مانند دوست داشتن، محبت و تأیید استفاده می کنند در حالی که مردان از قدرت عینی مانند پول و قدرت بدنی بهره می گیرند.

3- بی پناهی در برابر شایستگی

زنان گاه با راهبرد بی پناهی دیگران را قانع می کنند. برای نمونه هنگام پنچر شدن لاستیک اتومبیل ، کنار جاده ، با بی پناهی به اتومبیل خود تکیه زده و منتظر کمک می ایستند ؛ در حالی که مردان از شایستگی خود هر چند اندک به عنوان یک راهبرد ترغیب و قانع سازی بهره می گیرند.

تفاوت های زن و مرد از لحاظ خلقی

زنان بیش از مردان افسرده می شوند  و ظاهر افسرده پیدا می کنند اما افسردگی  آنها سطحی و موقتی است . مردان کمتر افسرده می شوند ولی افسردگی آنها عمیق و پایدار است ولی همین افسردگی را هم نشان نمی دهند. آقایان به ندرت افسردگی را نشان می دهند . نمایش شدید آن نیز خودکشی  است . آمار خودکشی در مردان بالاتر از زنهاست، پژوهش هایی انجام شده که نشان می دهد زنان سه برابر بیش از مردان اقدام به خودکشی می نمایند ولی مردان سه برابر بیش از زنان واقعاً خودکشی می کنند.

مردان زمانی دارای انگیزه می شوند که احساس کنند به کمک آنها احتیاج هست ، اگر احساس کنند به کمک آنها احتیاجی نیست، کسل می شوند. اگر احساس کنند می توانند کارهایی را انجام دهند که همسرشان را خوشحال کنند، احساس انرژی بیشتری می کنند.

نحوه برخورد زن و مرد در برابر مسائل و مشکلات متفاوت است

زنان زمانی که اوضاع بر وفق مرادشان نیست فوراً تذکر می دهند ولی مردان معمولاً در خود نگه می دارند. برای مثال اگر دختری با آقای موقر و متینی ازدواج کند و این دو با یکدیگر در یک مجلس شرکت کنند، اگر حرکات و رفتارهای خانم متناسب با جمع نباشد آقا به معنای اعتراض نگاه می کند ولی چیزی نمی گوید. از درون ناراحت است ولی زیاد بروز نمی دهد . مردها زیاد غصه می خورند ، غصه خوردن از اسرار روان شناسی مردهاست. ولی اگر خانمی با یک چنین شرایطی مواجه شود ( یعنی اگر خانم تشخیص دهد که همسرش «هر نکته مکانی دارد» را نمی فهمد) در اینجا واکنشی متفاوت از مرد نشان می دهد و فوراً با اشاره ، یا با کلمات به مرد تذکر می دهد. زنان در هنگام برخورد با مسائل این چنینی سکوت نمی کنند، بلکه فوراً علامت می دهند. در واقع از دور کنترل کیفیت می کنند.

نحوه برخورد با فشارهای عصبی و روحی در مردان و زنان

یکی از تفاوت های عمده زن و مرد نحوه برخورد آنها با فشارهای عصبی و روحی است . مردها در این مواقع بیشتر گوشه گیر شده و در خود فرو می روند ؛ در صورتی که زن ها به هیجان آمده مسئله را مطرح می کنند. برای دستیابی به آرامش  و حالت عادی ، مرد در جهت حل مسئله می کوشد ، و زمانی که مسئله حل شد از لاک خود بیرون می آید . ولی زن بیشتر نیاز به همدردی دارد.

مردان علاقه مندند مسائل شان را به تنهایی حل نمایند ؛ لذا سعی می کنند مشکلاتشان را برای کسی مطرح نکرده و صحبتی از آن به میان نیاورند مگر آنکه موضوع محتاج کارشناسی و تخصص باشد. زیرا معتقدند وقتی کسی قادر به انجام کاری است این نشانه ضعف است که از دیگران کمک بخواهد و البته زمانی که به کمک احتیاج داشته باشند سعی می کنند با شخص مورد اعتماد مشورت کنند .

به اعتقاد آنها گفت و گو در مورد مسئله با کسی ، به معنای درخواست کمک و یاری است. بنابراین زن ها باید متوجه باشند موقعی که مرد درخواست یاری ننموده است راهنمایی و گوشزدهای زن ممکن است برای مرد مداخله محسوب شود و اعتماد به نفسش را جریحه دار کند ، در صورتی که زن ها دوست دارند در مواقع ناراحتی با کسی حرف بزنند. زن ها روابط حمایتی را جستجو می کنند. زن ها رابطه گرا هستند و مردها هدف گرا.

اکثر مردها فقط به دو دلیل مشکلاتشان را مطرح می کنند

1- زمانی که کسی را مقصر بدانند و بخواهند او را سرزنش کنند

2 – زمانی که در جستجوی راه حل مسئله ای باشند؛ بنابراین صحبت های همسرشان را نیز به همین منوال تعبیر می کنند و موجب آشفتگی روحی اش می شوند. مردها باید هنر گوش دادن  را بیاموزند.

3-مردان زمانی دارای انگیزه می شوند که احساس کنند به کمک آنها احتیاج هست ، اگر احساس کنند به کمک آنها احتیاجی نیست، کسل  می شوند. اگر احساس کنند می توانند کارهایی را انجام دهند که همسرشان را خوشحال کنند، احساس انرژی بیشتری می کنند.

4-زنان زمانی دارای انگیزه می شوند که آنها را عزیز بدارند و احساس کنند مورد تحسین و قدردانی قرار گرفته اند. دانش این رموز برای داشتن یک زندگی موفق  لازم است

تفاوت های زن و مرد در کمک کردن به دیگران

گلیگان” GILLIGAN در کتاب مشهورش به نام «صدایی متفاوت»، می گوید مردان روابط خود با دیگران را بخشی از یک سلسله مراتب می بینند که در آن گروهی قدرت و نفوذ بیشتری نسبت به دیگران دارند. برعکس ، زنان در روابط خود با دیگران، خود را با شبکه ارتباطی مهمی پیوسته می بینند. آنها زندگی را وابسته به ارتباط و پیوند در قالب فعالیت های مراقبتی و دلبستگی ، و نه قراردادهای توافقی می نگرند.

مطالعات انجام شده در مورد تعداد دوستی های بین دختران و پسران  نوجوان حاکی است، از لحاظ گروه گرا بودن و تعداد دوستان ، پسران گروه گراترند ؛ بدین معنا که گاهی پسران با تعداد 10 الی 15 نفر هم تشکیل یک گروه را می دهند و برای همدیگر دوستان صمیمی می شوند ولی این تعداد در بین دختران کمتر است. معمولاً تعداد دخترانی که با یکدیگر تشکیل یک گروه صمیمی را می دهند بیشتر از پنج نفر نیست که از بین همین تعداد، نوجوان دختر با یک یا دو نفر صمیمی تر است.

مردها در این مواقع بیشتر گوشه گیر شده و در خود فرو می روند ؛ در صورتی که زن ها به هیجان آمده مسئله را مطرح می کنند. برای دستیابی به آرامش و حالت عادی ، مرد در جهت حل مسئله می کوشد ، و زمانی که مسئله حل شد از لاک خود بیرون می آید.

زنان نسبت به مردان با دوستان خود نزدیک تر و صمیمی تر می شوند و بیشتر درد دل می کنند، یعنی مسائل درونی را بیشتر بازگو می نمایند؛ در حالی که مردان با دوستان خود بیشتر در فعالیتی مشارکت می کنند. مردان نسبت به دوستان خود احساس مسئولیت بیشتری دارند و نسبت به زنان در این مورد با گذشت ترند.

یکی از جنبه های تفاوت های زن و مرد، درمهرورزی نسبت به دیگران است

تفاوت های زن و مرد از نظر ادراک

زمانی که دستگاه های ادراک را بررسی می کنیم به تفاوت های بین دو جنس بر می خوریم. از لحاظ مقایسه ادراک شنوایی، خانم ها چنان توان بالایی در

ادراک شنوایی

nدارند که از هر صد محرک صوتی تقریباً تمامی آنها را می شنوند. در این زمینه تحقیقی در یک سالن بزرگ ارکستر صورت گرفت که در حدود دویست و پنجاه نفر سازهای مختلف می نواختند و خانم ها صدای اکثر آنها را تشخیص دادند ؛ در حالی که آقایانی که رهبر ارکستر بودند صداهای تعدادی از سازها را نمی شنیدند. این نشنیدن آقایان به علت ضعف دستگاه شنوایی نیست بلکه بدین علت است که انسان در مغز یک پالایه یا صافی دارد که تمام صداها از آن صافی رد می شود و صدای مطبوع از آن پالایه عبور می کند و ما آن را می شنویم، گویا این پالایه در مغز خانم ها به خوبی کار نمی کند از این رو خانم ها تقریباً تمام صداها را می شنوند و آقایان تنها صداهای انتخاب شده را می شنوند.شنیدن زیاد انسان را خسته می کند، به خاطر همین می گویند زن موجودی است عصبی، زیرا همه صداها و محرکه های صوتی را می شنود و در بسیاری از مواقع توان پاسخگویی به همه آنها را ندارد . آقایان کمتر می شنوند لذا کمتر انرژی مصرف می کنند ، پس کمتر خسته می شوند.

قدرت بینایی

nزنهاست که همانند قدرت شنوایی ، از مردها بیشتر است و این امر به خاطر این است که زنان ادراک جزئی دارند و مردها ادراک کلی .خانم ها تمام جزئیات را می بینند و آقایان فقط کلیات را می بینند. از این لحاظ سرعت ادراک در زن ها بیشتر است. منظور از سرعت درک این است که فرد با سرعت و دقت متوجه جزئیات امری شود و سپس توجه خویش را معطوف به مرحله دیگری از درک کند . آزمون های این توانایی زمانی بوده، و شخص باید در فاصله زمانی خاصی دو رشته عدد و یا حرف را با یکدیگر مقایسه کرده و به جواب های مورد نظر برسد . براساس رویکرد «فرا تحلیلی» کارایی زنان بیشتر از مردان بوده و مقدار 32/- = D است این میزان نشانگر تفاوت جزئی تا متوسط است.در تحقیق دیگری هزار نفر زن و مرد را وارد یک سالن کردند که سن تمام این افراد نزدیک به هم بود و سواد و فرهنگ آنها نیز مشابه بود. از آنها خواسته شد هر آنچه در سالن می بینند بنویسند . سپس اطلاعات به دست آمده را مقایسه کردند. نتیجه به دست آمده بسیار جالب بود : خانم ها چندین صفحه نوشته بودند و آقایان فقط چند خط .

از طرف دیگر مردها در چهره شناسی و بازشناسی چهره ها از زن ها موفق ترند . می توان گفت زن ها در تشخیص رنگ ها و ادراک اندازه ها برتری قابل ملاحظه ای نسبت به مردها دارند.

امروزه جای تردید باقی نمانده است که کور رنگی جنبه ارثی دارد و از صفات وابسته به جنس است، زیرا تعداد مردان کور رنگ شانزده برابر تعداد زنان کور رنگ است . حتی اگر افراد کور رنگ را کنار بگذاریم باز هم برتری زن ها بر مردها از نظر ادراک رنگ به راحتی تأیید می شود. برای مثال زن ها بین رنگ صورتی تا بنفش طیف گسترده ای از رنگ ها از قبیل صورتی ، سرخابی، یاسی ، بادمجانی، پوست پیازی و نهایتاً بنفش را شناسایی می کنند و اختلاف بسیار ظریف رنگ ها را بهتر درک می کنند، در صورتی که این تنوع رنگ با جزئیات در مردها نیست.

تعداد مردهای چپ دست خیلی بیشتر از خانم های چپ دست می باشد، خانم ها معمولا با هر دو گوش خود می شنوند، اما آقایون ترجیح می دهند این کار را با گوش راستشان انجام دهند.

مشاهده و درک خانم ها و آقایون از جهان اطرافشان کاملا متفاوت است. آقایون به راحتی می توانند مسائل چند محوری را در ذهن خود تجزیه و تحلیل نمایند. خانم ها استعداد خوبی در شناسایی احساسات افراد در عکس هایشان دارند. البته شاید در برخی موارد زیاده روی نیز به خرج دهند.

احساس و ادارک بویایی

نیز نتیجه به نفع خانمهاست، و این قدرت بویایی در زنان زن باردار قوی تر از افراد عادی است و یکی از دلایل ویار خانم ها نیز قدرت بویایی قوی آنهاست . علت این امر آن است که حس بویایی به میزان استروژن بستگی دارد و استروژن در این دوران افزایش می یابد . اصلاً قدرت بویایی ، سنگ بنای رابطه احساسی بین مادر و کودک است . در تحقیقی چشم های تعدادی از مادران را بستند و سپس آنها را تک تک در مقابل عده ای نوزاد قرار دادند و مادران از طریق حس بویایی نوزاد خود را تشخیص دادند.از لحاظ

قدرت چشایی

زنان از قدرت بالایی نسبت به مردان برخوردارند. گاهی اوقات زنان شکایت می کنند که شوهرانشان در اوایل ازدواج از کیفیت غذای پخته شده توسط آنها تعریف می کنند ولی بعداً بی تفاوت می شوند. این امر مربوط به چشایی ضعیف مردان است.

حساسیت نسبت به درد

بعضی از تحقیقات نشان می دهد آستانه درد زن ها پائین است . قدرت تحملشان هم کم است یعنی با کمترین ضربه ، احساس درد می کنند . در مقابل ، آستانه درد مردها بسیار بالاست و قدرت تحملشان نیز بیشتر است و شاید یکی از علل آن ضعف نیروی ماهیچه ای در زن باشد. البته بعضی از یافته ها نیز عکس مطالب فوق را نشان می دهد.از تحقیقات فوق چنین استنباط می شود که به طور کلی قدرت ادراک در زن ها بالاتر از مردهاست.

تفاوت زنان و مردان در تفکر

تفکر

  1.  از یک دیدگاه ، تفکر را به چند مرحله تقسیم بندی کرده اند:

تفکر ابتدایی

که ویژه کودکان است . گفته شده است به طور کلی دختران کوچک بیشتر از پسران کوچک می اندیشند، حرف زدن و خواب دیدن علامتی از تفکر ابتدایی است . در بسیاری از مواقع خانم ها خواب های طولانی می بینند.

تفکر انتزاعی

1. انتزاعی کردن به معنای بیرون کشیدن است. این نوع تفکر بدین معناست که شما قادر باشید معنای صحیح را از یک موقعیت استنتاج کنید. این تفکر یک پیشرفت و گسترش همیشگی دارد.خانم ها در تفکر انتزاعی جزیی گرا هستند و آقایان کلی گرا. به همین خاطر حرف زدن با خانم ها مشکل است. رابطه و مباحثه با ایشان سخت است. یک خانم تا مباحثه را به مجادله نکشاند، از پا نمی نشیند؛ ولی آقایان در مباحثه و مجادله به سرعت موضوع را ختم می کنند.گاهی وقت ها مشکلات خانواده ها بر سر همین ادراک کلی و جزئی است. خانم ها وقایع را با جزئیات کامل و به صورت نمایشی تعریف می کنند ولی آقایان کلیات را مطرح می نمایند. به همین خاطر اگر برای مثال آقایی به تنهایی در یک مهمانی شرکت کند وقتی برمی گردد خانم دائماً از کیفیت مهمانی، تعداد افراد و وقایعی که گذشته است سؤال می کند، اما آقا به خاطر ادارک کلی توضیح زیادی ندارد که بدهد؛ دائم می گوید خوب بود، بد نبود ولی باز هم خانم سؤال می کند. در این شرایط آقایی که از روان شناسی و نوع ادراک زن ها اطلاعی ندارد، عصبانی می شود و فکر می کند خانم می خواهد استیضاحش کند و خانمی هم که از نوع ادراک مردها بی اطلاع باشد، می پندارد همسرش می خواهد چیزی را از او پنهان نماید.

از جمله اشکالات یک تفکر انتزاعی گسترده این است که خانم ها عصبانی هستند و مردها که این گستردگی تفکر انتزاعی را ندارند آرام اند.

تفکر حل مسئله

تفکر حل مسئله این است که از طریق آن می توانیم براساس معلومات به دسته ای از مجهولات پی ببریم. در این نوع تفکر مردها از زن ها جلوترند. مردها برای حل کردن یک مسئله زمان کمتری می طلبند. کیفیت سرعت در حل مسائل در مردها بهتر است. تفکر حل مسئله ای در زن ها تحت تأثیر تفکر انتزاعی آنها به کندی پیش می رود. حافظه زنان مانند بایگانی، پرونده های قطور دارد و بسیار گسترده است ، به همین خاطر دیر به جواب می رسند. جزئی نگریستن در زن ها و توجه و حساسیت بیش از حد به مسائل جزئی ، آنها را از پرداختن به مسائل مهم و با ارزش باز می دارد.

هوش

هوش مکانیکی پسران بهتر از دختران است . در فهم مطالب نیز پسران راحت تر از دختران مطالب را می فهمند. از طرفی پژوهش های انجام شده در زمینه توانایی فضایی حاکی است که سه نوع توانایی فضایی وجود دارد و هر کدام در میان دو جنس تفاوت های محسوسی دارد.یکی از توانایی ها،

توانمندی تجسم فضایی

در این آزمایش شخص باید شی ء پنهان شده در میان اشکال پیچیده را پیدا کند. نمره اختلاف دو جنس در این بررسی 3/0 – = D است . این میزان گرچه اندک می باشد با این وجود نشان دهنده برتری جنس مذکر است . دومین نوع توانایی فضایی، درک فضایی است. در این آزمون شخص باید در برابر اطلاعات گمراه کننده خط عمودی و یا خط افقی را تشخیص دهد. در این آزمون نیز مردان موفق تر از زنان بوده اند و میزان 44/0 =D بود. سومین نوع آزمون چرخش ذهنی است. در این آزمون ، فرد مورد آزمایش باید شیئی را در ذهن خویش گردانده تا به جواب درست برسد در این آزمون تفاوت دو جنس کاملاً چشمگیر و مقدار اختلاف دو جنس ، مساوی با 73/0 بود.بعضی از مشاغل همچون مهندسی به توانایی فضایی نوع سوم ( چرخش ذهنی) نیازمندند.

پتوانایی ریاضیات

1. در میان تفاوت های شناختی مرد و زن، توانایی دریافت ریاضیات بیشترین توجه اندیشمندان را به خود جلب کرده است. پژوهش ها در بعضی از موارد همانندی و در مواردی دیگر ، ناهمانندی را نشان می دهد. براساس بررسی های «مک کوبی» و «جاکلین» ، پسران و دختران تا پایان دوره کودکی از نظر توانایی دریافت ریاضیات همانند یکدیگرند. از آغاز 12 سالگی پسران در مقایسه با دختران نمره های بالاتری از درس ریاضی می گیرند. اما تفاوت های پایدار و معنی دار آنها در حدود 15 سالگی آشکار می شود. پژوهشگران علت این امر را چنین می پندارند که پسران در مقایسه با دختران، بیشتر به بازی های ریاضی و فضایی می پردازند و این خود انگیزه آنان را برای یادگیری بهتر و بیشتر افزایش می دهد.

بینش و بصیرت نسبت به خود

خانم ها از وضعیت ظاهری و از حالات روانی و درونی خود از آقایان آگاهترند، و به خاطر همین برتری با کوچکترین نشانه بیماری به پزشک مراجعه می کنند، تعداد مراجعین زن به پزشک بیشتر از مردان است، اما آقایان گاهی چنان از جسم و روان خود بی خبر می شوند که گاهی جان خود را از دست می دهند و پس از مرگ مشخص می شود که به بیماری های مزمن مبتلا بوده اند. آقایان بیش از خانم ها به روان خود تسلط دارند و به خاطر همین توان سازگاری و انطباق بیشتری نیز دارند.

عوامل مؤثر در تقویت تفاوت های بین زن و مرد

علاوه بر تغییراتی که از لحاظ ساختار فیزیولوژیکی و روانی بین زن و مرد  وجود دارد، شیوه نگرش و نحوه تربیت  نیز از همان روزهای اولیه زندگی برای نوزاد دختر و پسر متفاوت است. جنسیت فرد برحسب مذکر یا مؤنث بودن از اهمیت زیادی برخوردار است. اولین پرسش پس از متولد شدن نوزاد درباره دختر یا پسر بودن اوست. جنسیت فرزند برای بسیاری از والدین مهم است. بررسی بسیار گسترده ای که توسط پیترسون و دیگران صورت گرفت نشان داده 90 درصد مردان و 92 درصد زنان آرزو داشتند نخستین فرزندشان پسر باشد.

اگر دختر چهار ساله ای دوست دارد با عروسک بازی کند و به او لباس بپوشاند این بدان معنا نیست که او در آینده نمی تواند یک مهندس یا یک حقوقدان بشود. در بازی کودکان آنچه اهمیت دارد اینست که اسباب بازی های متنوعی در دسترس آنها قرار گیرد.

رفتار والدین در مورد فرزندان دختر و پسر متفاوت است. حتی نحوه بغل کردن نوزاد نیز فرق می کند. پدران اکثراً نوزاد دختر را با احتیاط بیشتری بغل می نمایند و هنگام بازی  با نوزاد پسر، وی را بیشتر بالا و پائین می اندازند. افزون بر آن در انتخاب رنگ و نوع لباس و تزئین اتاق خواب  نوزاد تفاوت هایی قائل می شوند، معمولاً برای دختران بیشتر از رنگ صورتی و قرمز و لیمویی و برای پسران بیشتر از رنگ آبی و یا رنگ های تیره تر استفاده می کنند.

در انتخاب اسباب بازی  نیز برای آنها تفاوت قائلند. برای دختر بچه عموماً عروسک  و وسائل خانه بازی گرفته می شود و برای پسران خرید اسباب بازی هایی همچون ماشین و تفنگ رایج است. کمتر کسی برای هدیه تولد پسر بچه ای عروسک تهیه می کند.

 

 

 

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا